تبليغاتX

------


PC-Click.blogfa

------ ------- عشق

نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387

بهترین و جدید ترین ها در www.bahar20.sub.ir

سلام بهونه ی قشنگ من برای زندگــــــــــــــــــــی

آره بازم منم همون دیونه ی همیشگــــــــــــــــــــی

فـــــــــــــدای مهربونیات چه می کنی با سرنوشـــــــــــــــــــــــت؟

دلوم واسه ات تنــــــــــــــــــگ شده بود این نامه رو برات نوشتم

حال من و اگه بخوای رنگ گلای قالیـــــــــــــــــــه

جای نگاهت بد جوری تو صحن چشام خالیـــــــه

ابرا همه پیش منن اینجا هوا پر از غم

از غصه هام هرچی بگم جون خودت بازم کم

دیشب دلم گرفته بود رفتم رفتم کنار آسمون

فریــــــــــــــــــــاد زدم یا تو بیا یا من و پیشت برسون

فـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدای تـــــــــــــــــــــــــــــــــــو

نمی دونی بی تو چه دردی کشیــــــــــــدم

حقیقت و واسه ات بگم به آخر خط رسیدم

رفتی و من تنها شدم با غصه های زندگی

قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی

نمی دونی چقدر دلم تنگ برای دیدنت

برای مهربونیــــــــــــــــــــــــــــــات

نوازشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــات

بوسیدنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــات

به خاطرت مونده یکی چشم براهتـــــــــه

یه قلب تنها و کبود هلاک این نگاهتــــــــه

مــــــــــــــــــــــــــــــــن می دونم

مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــن می دونم

همین روزا عشقت از یادت میره

بعدش خبر میدن بیا که داره دوستت میمیـــــــــــــــــــره

روزات بلند یا کوتاه ؟ دوست شدی اونجا با کســــــــــی؟

بیشتر از این منو نزار تو غصه و دلواپسی

یکوقت من و گم نکنی تو دودا و شهر غریب

یک سرزمین غربت با صد تا نیرنگ و فریب

فـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدای تـــــــــــــو

یه وقت شبا بی خواب و خسته ات نکنه

غم غریبی عزیزم سرد و شکستت نکنه

چادر شب لطیفت و ازروت شبا پس نزنی

تنگ بلور آب تو یه وقت ناغافل نشکنی

اگه واسه ات زحمتی نیست بر سر عهدمون بمون

من تو رو سپردمت دست خدای مهربون

راستی دیروز بارون آمد

من و خیالت تر شدیم

رفتیم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شدیم

از وقتی رفتی آسمونمون پر  کبوتـــــــــــــــر

زخم دلم خوب نشده از وقتی رفتی بدتر شده

غصه نخور تا تو بیای حال من اینجوری

سرفه های مکررم مال هوای دودی

گلدون شمعدونیمون عجیب واسه ات دلواپسه

مثل یک بچه که بار اول میره مدرســـــــــــــه

تو از خودت برام بگـــــــــــــــــــــــــــــــــــو

بدون من خوش می گـــــــــــــــــــــــــذره

دلت می خواد میامدم یا تنها رفتی بهتره؟

از وقتی رفتی تو چشام فقط شده کاسه ی خون

همه اش یک چشمم به در ، چشم دیگم به آسمون

یادت میاد گریه هامو ریختم کنار پنجره

داد کشیدم تو رو خدا نامه بده یادت نره؟

یادت میاد خندیدی و گفتی حالا بزار بـــــــــــرم؟

تو رفتی و من تا حالا کنار در منتظرم

امروز دیدم دیگه داری من و فراموش می کنی

فانوس آرزوهامونو داری خاموش می کنی

گفتم واسه ات نامه بدم

نگی عجب بی وفاست

با اینکه من می دونم

جواب نامه

با خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــداس

عکسای نازنین تو با چند تا گل کنارمــــــــــــه

یه بغض کهنه چند روزه دائم در انتظارمــــــــــه

تنها دلیل زندگی با یک غمی دوست دارم

داغ دلم تازه می شه وقتی اسمتو میارم

وقتی نیستی چه کنم با این دل بهونه گیر

مگه نگفتم چشاتو از من هیچوقت نگیــــــر

حرف من و بدل نگیر همه اش مال غریبــــــــــی

تو رفتی من غریب شدم چه دنیای عجیبی

زودتـــــــــــــــــــــــر بیـــــــــــــــــــــــــــــا

بدون تو اینجا واسه ام جهنم

دیوار خونه امون پر از سایه غصه وغم

تحملی که تو دادی دیگه داره تموم میشه

مگه نگفتی همه جا مال منی تا همیشه

دلم واسه ات شور میزنه ، این دل و بی خبر نزار

تو رو خدا با خوبیات رو هیچ دلی اثر نـــــــــــــــزار

فکر نکنی از راه دور سفارش می کنــــــــــــــــــــم

به جون تو فقط دارم یه قدری خواهش می کنـــــــم

اگه بخوام برات بگم شاید بشه صد تا کتاب

که هر صفحه اش قصه ی چند تا درد و چند تا عذاب

می گم شبا ستاره ها تا می تونن دعات کنن

نورشونو بدرقه ی پاکی خنده هات کنـــــــــــــن

یه شب تو پائیز که غمت سر به سر دلم میزاره

....... همون کسی که بیشتر از همه دوستت داره

................................

همون کسی که بیشتر از همه

دوستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

داره

 


شکیبا نوشته شده توسط
لينك مطلب
rosette



نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387

 

بزن بارون که دلگیرم دارم

 این گوشه میمیرم

بزن بارون که دلگیرم  دیگه آروم نمیگیرم

 

حالا که خسته وتنهام

حالا که اون دیگه رفته

میفهمم تازه این درد

چقدر تنها شدن سخته

 

بزن بارون که عشق اون

هنوز توی نفسهامه

دلیل عشق پاک من

بلور سرد اشکهامه

 

ببار شاید که برگرده

تو قلبی که پر از درد

ببین از وقتی اون رفته

چقدر دستهای من سرد

 

بزن بارون

بزن بارون

بزن بارون

 

ببار شاید که برگرده

تو قلبی که پر از درد

ببین از وقتی اون رفته

چقدر دستهای من سرد


ادامه مطلب
شکیبا نوشته شده توسط
لينك مطلب
rosette



نوشته شده در جمعه هفتم تیر 1387

رو در و دیوار این شهر

                     همه اش از تو یادگاره

توی این کوچه ی تاریک

                    منو تنها نمیزاره

یاد حرفهای قشنگت که تو قلبم لونه می کرد

یاد دلتنگی چشمات که منو بهونه می کرد

میزنه آتیش به جونم پس کجایی نازنینـــــــــــــــــــــــــــم

آخه من ترانه هامو واسه ی کی پس بخونـــــــــــــــــــــــم

کاش که بودی و میدی بی تو من تنها ترینــــــــــــــــــــــــم

توی این بازی که ساختی من همه ی هستیمو باختم

زیر پات گذاشتی آخر عشقی که من از تو ساختــــــــم

دلت از سنگ شده انگار که منو تنها گذاشتــــــــــــــــی

میزنه آتیش به جونـــــــــــــــــــم

پس کجایی مهربونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

آخه من ترانه هامو واسه ی کی پس بخونم

دل من هواتو کـــــــــــــــــــــــــــرده

آخ کجایی نازنینــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

کاش که بودی و میدی بی تو من تنها ترینـــــــــــــــم

میشینم منتظر اینجا تا تو برگردی دوباره

تا بشینی پای حرفام بریم تا ماه و ستاره

میدونم میای یه روزی یه روزی که خیلی دیره

یه روزی دل شکستم سر این کوجه میمیره

میزنه آتیش به جونـــــــــــــــــــــــــم

پی کجایی مهربونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

آخه ترانه هامو واسه ی کی پس بخونم

دل من هوا تــــــــــــــــــــــــو کرده

آخ کجایی نازنینــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

کاش که بودی و می دیدی بی تو تنهاترینــــــــم


شکیبا نوشته شده توسط
لينك مطلب
rosette



نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387

من "گرفتارترین" تنهاییم.

تو "تنهاترین" گرفتار.

دل من "بسته ی" وابستگی است...

ای "دوست ترین"...

...

...

"دوستت دارم".


ادامه مطلب
شکیبا نوشته شده توسط
لينك مطلب
rosette



نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387

آفتاب مهربانی سایه تو بر سر من

ای که در پای تو پیچید ساقه ی نیلوفر من

با تو تنهام،با تو هستم

ای پناه خستگی هام

در هوایت دل گسستن

از همه دل بستگی ها

در هوایت پر گشودن باور بال و پر من باد

شعله ور از آتش غمخرمن خاکستر من باد

ای بهــــــــــــار باور مـــــــــــن

ای بهشـــــــــــــــت دیگر مـــــــــن

چون بنفشه بی تو بی تابم

بر سر زانو سر مـــــــــــــــن

بی تو چون برگ از شاخه افتادمزرد و سرگردان در کف بادم

گــــرچه بی برگم، گــــــرچه بیمارم

در هوای تـــــــــــو بی قـــــــــرارم

برگ پاییزم بی تو می ریــــــــــزم

نو بهـــــــــــــــــار م کـــــــن

نو بهــــــــــــــــارم

در هوایت پر گشودن باور بال و پر من باش

شعله ور از آتش غمخر من خاکستر من باش

ای بهــــــــــــــار باور مـــــــــن

ای بهشـــــــــت دیگر مـــــــــن

چون بنفشه بی تو بی تابـــــــــم

بر ســـــــــر زانو سرمن

لحظه ها رو با تو بودندر نگاه تو شکفتن

حس عشق و در تو دیدنمثل رویای تو خواب

با تو رفتن، با تو موندنمثل قصه تو رو خوندن


شکیبا نوشته شده توسط
لينك مطلب
rosette



نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387

زیباست نه؟؟؟

دختري از پسري پرسيد :آيا منو قشنگ مي دوني ؟ پسر جواب داد : نه ! پرسيد : آيا دلت مي خواد تا ابد با

من بموني؟ گفت :نه ! سپس پرسيد : اگر ترکت کنم گريه مي کني ؟ و بار

 ديگر تکرار کرد : نه ! دختر خيلي ناراحت شد .... وقتي براي آخرين لحظه با

چشماني که پر از اشک بود به پسر نگاه کرد ..... پسر دست هايش را گرفت

و گفت : تو قشنگ نيستي بلکه زيبايي .... من نمي خواهم تا ابد با تو باشم

 بلکه من نياز دارم که تا ابد با تو باشم و اگر تو روزي مرا ترک کني ... گريه

نمي کنم .. مي ميرم


ادامه مطلب
شکیبا نوشته شده توسط
لينك مطلب
rosette



نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387

قصه بی پایان دل من

دورم از تو           اما باتو

لحظه هارو زنده هستم

بازم از تو      پرم از تو

واسه تو رویای خسته ام

خوب دیروز       با تو هر روز

از تو و با خدا می خونم

تو خیالت        تو حالت

باز توی کما می مونم

دورم از تــــــو     اما با تـــــو

لحظه ها رو زنده هستــــــم

بازم از تــــــو      پرم از تـــــــو

واسه تو رویای خسته ام

خوب دیروز     با تــو هر روز

از تـــــــــــــو با خدا می خونم

تـــــــو خیالت      تــــــــو ی حالت 

باز تـــــــــوی کما می مونم

تا وقتی کنارمی      می دونـــم

تا وقتی بهارمی   می تونــــم

دیگه طاقت دوری تو نـــــــــــــدارم

دیگه نمی تـــــــــــــــــــــونم

نمی تــــــــــــــــــــــــــــــونم

تا وقتی کنارمی     می دونــــــم

تا وقتی بهارمی می تونــــــــــــــم

دیگه طاقت دوری تو ندارم

دیگه نمی تونــــــــــــــــــم

نمی تــــــــــــــــو نـــــــــــم

غربت لحظه ی خسته

خواب خنده هامو بسته

کمر گیتار عشقم

زیر بار غم شکسته

شب یلدام ساکت و سرد

حسرت شب خالی از درد

تا که دق نکرده رویا

تو رو جون لحظه برگرد

بــــــــــــــــرگـــــــــــرد

بـــــــــــــــرگـــــــــــرد